على محمدى
56
شرح اصول استنباط ( فارسى )
صلوة فاسده استعمال كرده باشد بلكه مدعى هستيم كه در صلوة صحيحه استعمال كرده و منظور اينست كه آن نمازى كه در ايام طهر و پاكى از حيض مىخواندى بايد الان ترك كنى و لا ريب كه نماز ايام طهر نماز صحيح است نه فاسد و در حديث در همان معنا استعمال شد . آرى پس از تعلّق امر به ترك يا نهى از فعل عبادت فاسد مىشود چون نهى در عبادات دال بر فساد است امّا نه اينكه امام كلمهء صلوة را در فاسده به كار برده باشد و دليل مطلب اينست كه اگر مراد امام از صلوة ، صلوة فاسده باشد دور لازم مىآيد زيرا كه تعلق نهى به اين صلوة متوقف مىشود بر اينكه قيد فساد در متعلق نهى يعنى صلوة اخذ شده باشد و رتبهء متعلق قبل از رتبه امر يا نهى است در حالى كه آمدن فساد هم متوقف است بر تعلق اين نهى چون نهى ديگرى نيست تا از آن فساد را دانسته باشيم و هذا دور و الدور باطل پس مراد صلوة صحيحه است كه بايد ترك شود آرى پس از آمدن نهى حرمت مىآيد و حرمت ملازم با فساد است لذا فساد هم مىآيد ولى ربطى به اطلاق امام ندارد . قوله : و ليس : دفع دخل است و آن اينكه : اگر كسى بگويد : چه مانعى دارد كه امام ( ع ) صلوة را در صلوة فاسده استعمال كرده باشد منتها فاسد از جهت ديگر غير از جهت همين نهى سپس فرموده باشد دعى الصلاة ، جواب مىدهيم به اينكه : احدى ملتزم نيست به اينكه امام از صلوة فاسد و صورت صلوتى نهى بكند چون عمل فاسد كه قصد قربت ندارد و لغو است معنا ندارد كه منهى شده و حرام گردد آرى عمل صحيح با قصد قربت است كه نهى بر او بار شده و او را حرام و فاسد كرده است . خذ فافهم و اغتنم . جواب دليل ششم : اوّلا مجرد استعمال علامت حقيقت بودن نيست بلكه با مجاز هم مىسازد و ثانيا مسئله مذكور دو بخش دارد : در بخش اول سخن از